على اصغر شميم

628

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

جوش‌وخروش و هيجانى كه به تحريك برخى از سلطنت‌طلبان افراطى و علما عليه رضا خان سردار سپه نخست‌وزير مقتدر ايران توليد گرديده بود ، پايان يابد . به راستى جاى تعجب است ، بلشويك‌ها كه در نهضت اخير جمهورى عليه سلطنت و علما از رضا خان پشتيبانى مىكردن ، اينك از طرفداران شاه حمايت مىكنند . علت اين تغيير رويه آن است كه رضا خان خودش را در مقابل آن‌ها بسيار زرنگ و باهوش و فوق العاده نيرومند نشان داده و به تحريكات آن‌ها مناسبات خود را با انگليس‌ها برهم نزده است « 1 » » . نفت كوير خوريان ناصر الدين شاه قاجار ضمن صدور فرمان‌ها و امتيازنامه‌هايى كه قبلا به آن‌ها اشاره كرديم ، در سال 1297 قمرى سه فرمان به نام حاجى على اكبر امين معادن صادر و بهره‌بردارى از معادن مس و سرب و كات‌كبود و ذغال‌سنگ و نفت كوير خوريان را در شهرستان سمنان به او واگذار نمود كه بعد از ده سال يك دهم منابع را به دولت بدهد . حاجى على اكبر پيش از آنكه موفق به بهره‌بردارى از معادن مزبور بشود وفات يافت و قهرمان خان سردار اعظم نوه‌ى دخترى ناصر الدين شاه كه براى حفظ ثروت سرشار خود زير حمايت روسيه‌ى تزارى رفته بود ، به اشاره روس‌ها فرمان ناصر الدين شاه را از ورثه‌ى حاجى على اكبر براى مدت 70 سال به صورت اجاره در ازاى مبلغ 2500 تومان نقد خريد و تعهد كرد كه تا پنج سال ، هر سال 4500 تومان و از سال پنجم به بعد سالى پنج هزار تومان مال الاجاره معادن مزبور را به ورثه‌ى حاجى بپردازد و حقوق دولت را خود تأديه كند و نيز صدى شش منافع خالص معادن را هم به موجرين بدهد ( 1335 قمرى ) . بر اثر بروز جنگ جهانى اول استفاده از معادن مزبور غيرممكن گرديد و ورثه‌ى حاجى قرارداد اجاره را با سردار اعظم فسخ و قرارداد جديدى در سال 1342 قمرى ( 1302 شمسى ) با حاج محمد صادق بانكى درباره‌ى معادن مزبور منعقد كردند و او طبق وكالتنامه‌اى كه براى واگذارى حق استفاده از معادن مزبور به ديگران از ورثه‌ى حاجى على اكبر در دست داشت ، معادن را به مرتضى خان فتوحى قيام ( يمن الملك ) براى مدت 70 سال اجاره داد و كمى بعد خوشتاريا كه فرمان پوچ و بىاعتبارى از معادن ايالات شمالى در دست داشت و شرح آن در اين فصل و فصل پيش گذشت به ميدان آمد و با كمك بعضى از رجال كه براى اين‌گونه دلالىها و لفت و ليس‌ها آماده بودند ، درصدد برآمد كه فرمان ورثه‌ى حاجى على اكبر را به هر صورت و به

--> ( 1 ) - نقل از كتاب رستاخير ايران ، گردآورده فتح الله نورى اسفنديارى .